صفحه اصلی تفکر چرا آدم‌ها حرف همدیگر را نمی‌فهمند؟

چرا آدم‌ها حرف همدیگر را نمی‌فهمند؟

10 خواندن ثانیه
0
1

چرا آدم‌ها حرف همدیگر را نمی‌فهمند؟

 

احتمالا برای شما‌هم پیش‌آمده است که با یکی از دوستان‌تان شروع به گفتگو کرده باشید و دقیقا بعد از اینکه حرف‌های‌تان تمام شد و او مکالمه را  بدست‌ِخودش گرفت، احساس کنید او کاملا نفهمیده که شما از چه چیزی صحبت می‌کردید!!

 

و بعد او همینطور صحبت می‌کند و صحبت می‌کند، و ما متوجه می‌شویم که او همینطور سرش را گرفته تا مستقیم به ناکجا تَپه برود!

و بعد هم احتمالا در دل‌مان او را به جان مادرش قسم می‌دهیم که ای‌کاش یک‌جایی صحبتش را تمام کند تا بتوانیم بحث را عوض کنیم!

بعد از چند دقیقه که حرف‌هایش تمام شد با خودمان می‌گوییم که بهتر است کاملا بیخیال شویم!

اصلا گور پدر صحبت کردن درباره مُشکلات!

اما اگر چند دقیقه این نگاه حَق‌به‌جانب‌مان را نسبت به دیگران دور بریزیم، باید بگوییم که سوال اصلی این است:

 

آیا او واقعا راهی سفر ناکجا تپه بود!؟

قطعا هرچقدر که برای ما پیش‌آمده است که نسبت به حرف‌های دیگران چنین برداشتی داشته باشیم، برای دیگران‌هم پیش آمده است که نسبت به حرف‌های‌ما چنین برداشتی را داشته باشند!

بهرحال زمین گرد است دوست عزیز! کاری‌اش‌هم نمی‌شود کرد؛ چیزی که عوض دارد گِله ندارد!

 

احتمالا بار‌ها دوستان‌مان به این خاطر که به ناکجا تپه می‌رفتیم از دست‌مان کلافه شده‌اند؛

اما به این‌خاطر که دوست نداشتند ناراحت‌مان کنند (همانطور که ما دوست نداریم آن‌ها را ناراحت کنیم) رفتار دیگری نشان دادند.

مثلا به خودشان چهره‌ متفکری گرفته و سری تکان می‌دهند؛ بعد‌هم منتظر می‌مانند که حرف‌های مبارک‌مان تمام شود تا بتوانند بحث را عوض کنند!

رومن گاری

 

رومن گاری در کتاب خداحافظ گاری کوپر به نکته خیلی ظریفی اشاره می‌کند:

 

لنی اول با این جوان که یک کلمه هم انگلیسی نمی‌دانست رفیق شده بود.

به همین دلیل روابط‌شان با هم بسیار خوب بود.

اما سه ماه نگذشته بود که عزی شروع کرد مثل بلبل انگلیسی حرف زذن و فاتحه ی دوستی‌شان خوانده شد.

فوراً دیوار زبان میان‌شان بالا رفته بود.

دیوار زبان وقتی کشیده می‌شود که دو نفر به یک زبان حرف می‌زنند؛ آن وقت دیگر مطلقاً نمی‌توانند حرف‌هم را بفهمند!

 

کاملا مشخص است که رومن گاری مسئله ناکجا تپه را در زندگی با پوست و گوشتش درک کرده‌است!

اما اصلا چرا اینطور می‌شود؟

چرا ما به سختی همدیگر را درک می‌کنیم؟

چرا ما به سختی حرف‌های دیگران را متوجه می‌شویم و آن‌ها هم به سختی حرف‌های ما را متوجه می‌شوند؛

حتی وقتی که داریم باهمدیگر به یک زبان صحبت می‌کنیم!؟

چرا آدم‌ها حرف همدیگر را نمی‌فهمند!؟

چرا آدم‌ها حرف همدیگر را نمی‌فهمند؟

ما تعابیر متفاوتی از کلمات داریم!

دیوید برلو یکی از نام‌داران علم ارتباط انسانی این قضیه را کاملا باز کرده است؛ او می‌‎گوید:

 

«کلمات به تنهایی معنایی ندارند، معنا در درون انسان‌ها است.

انسان‌ها معنای خود را بر کلمات بار می‌کنند و سپس کلمات را به سمت یکدیگر روانه می سازند.»

 

بیایید یک مثالی بزنیم تا مسئله شفاف‌تر بشود.

فکر کنید که من در یکی از مکالمات معمولی و روزمره با یکی از همکارانم می‌گویم:

 

«زمان ثابت کرده که هنر همیشه پیش‌رو بوده و وظیفه آگاه‌سازی و نشان دادن مسیر بهتر برای زندگی را به دوش کشیده‌است؛ و تولید محتوای اینترنتی‌هم از این قاعده مستثنی نیست.»

 

حرف‌‌های من تمام شده و او تازه می‌خواهد شروع به مخالفت با من بکند که…

اصلا یک لحظه همین‌جا به‌ایستیم!

آیا او به این جمله از دریچه دیدگاه من نگاه می‌کند!؟

آیا او از هرکلمه همان مفهومی را درک می‌کند که من درک می‌کنم!؟

بیایید یک لحظه باهمدیگر کلمات را جراحی کنیم تا ببینیم اصلا اوضاع از چه قرار است…

چرا آدم‌ها حرف همدیگر را نمی‌فهمند!؟

پَنس لطفا…!

درحال‌حاظر باهمدیگر بالای سر کلمه “هنر” هستیم! خوشبختانه هنوز زنده است! با اینکه اوضاع خوبی ندارد…

اگر بخواهیم کلمه هنر را جراحی کنیم متوجه می‌شویم که، آن برداشتی که من از کلمه “هنر” دارم، و آن برداشتی که طرف مقابلم از “هنر” دارد، یک‌سان نیست.

حتی گاهی ممکن است از از اینجا تا ناکجا آباد فاصله باشد!

وقتی من کلمه “هنر” را به کار می‌برم، کلمه “هنر” در ذهن من یک معنا و مفهومی دارد، و در ذهن او یک معنا و مفهوم دیگری وجود دارد.

و احتمالا معنا و مفهومی که شما از کلمه “هنر” در ذهن دارید با معنا و مفهوم ما دونفر فرق می‌کند!

حالا سه نفریم با سه مفهوم و درک متفاوت از کلمه هنر!

حالا متوجه شدید که چه شلم‌شولبایی اتفاق افتاد؟ یا هنوز عمق فاجعه را درک نکرده‌اید!؟

اگر ما سه نفر بنشینیم و با همدیگر در مورد هنر صحبت کنیم،  به احتمال زیاد هر سه‌نفر نمی‌دانیم که داریم در چه موردی حرف می‌زنیم و احتمالا حرف همدیگر را نمی‌فهمیم!

 

حالا این تنها یک کلمه است؛ حساب کنید که هرجمله چند کلمه دارد!؟

و شما در طول صُحبت با دیگران روزانه چند جمله می‌گویید!؟

پس تعجبی ندارد چرا آدم‌ها حرف همدیگر را نمی‌فهمند!؟ یا همدیگر را انقدر سخت درک می‌کنند.

 

کافی است درحال صحبت با شما از یک کلمه برداشت متفاوتی داشته باشند، تا از جای متفاوتی سر دربیاورند!

گفتار درمانی

 

خلاصه کلام…

خلاصه کلام اینکه ما نسبت به خوراک‌‌های ذهنی‌ای که از کودکی تا به حال گرفته‌ایم مفاهیم کلمات را در ذهن‌مان شکل داده‌ایم.

اینکه در چه خانواده‌ای بزرگ شده‌ایم، کدام تایپ شخصیتی هستیم، در کدام جامعه‌ای پرورش یافته‌ایم و هزاران فاکتور دیگر دید ما را نسبت به کلمات متفاوت ساخته‌اند.

پس اگر احساس کرد‌ه‌اید که دیگران به سختی شما را درک می‌کنند وشما‌هم به سختی آن‌ها را درک می‌کنید، اصلا نگران نباشید؛ کاملا طبیعی است!

 

خیلی از مشکلاتی که بین زوجین و دوستان پیش می‌آید این است که هر دو سمت دارند مثبت حرف می‌زنند اما به این خاطر که برداشت متفاوتی از کلمات همدیگر دارند صحبت همدیگر را منفی درک می‌کنند.

اگر شما هم آدم‌هایی را در زندگی‌تان دست‌چین کرده‌اید که احساس می‌کنید برایتان اهمیت زیادی دارند، تا جای ممکن سعی کنید مفاهیم کلمات را به همدیگر نزدیک کنید تا بتوانید بهتر همدیگر را درک کنید.

البته این به آن معنا نیست که شروع به تغییر مفاهیم در همدگیر کنیم…

چرا که زیبایی آدم‌ها در تفاوت‌هایشان است؛ حتی در کلمات و معنای‌‎شان از مفاهیم!

 

اگر این مطلب را تا اینجا خواندید و دوستش داشتید، به شما پیشنهاد می‌کنم حتما سری به مطلب مهم‌ترین تصمیم شما در زندگی چیست؟ بزنید!

بارگذاری بیشتر مطالب مرتبط
بارگذاری توسط علیرضا چوکامی
بارگذاری در تفکر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بررسی

راهکاری برای نزدیک شدن به عمل گرایی و موفقیت

راهکاری برای نزدیک شدن به عمل گرایی و موفقیت     اغلب، ما برای فعالیت‌هایی که در…